تبلیغات
جاده های انتظار - روز قیامت
جاده های انتظار
بالای سرم نفش تو نمودم یعنی سرم وفای تو
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :ابراهیم رحیمی
مطالب اخیر
نویسندگان

در میان كتب آسمانى،قرآن كریم تنها كتابى است كه از روز«رستاخیز»به تفصیل سخن رانده و در عین اینكه تورات نامى از این روز به میان نیاورده و انجیل جز اشاره مختصرى ننموده در قرآن كریم در صدها مورد با نامهاى گوناگون،روز رستاخیز را یاد كرده و سرنوشتى را كه جهان و جهانیان در این روز دارند،گاهى به اجمال و گاهى به تفصیل بیان نموده است.

و بارها تذكر داده كه ایمان به روز جزا (روز رستاخیز) همتراز ایمان به خدا و یكى از اصول سه گانه اسلام است كه فاقد آن (منكر معاد) از آیین اسلام خارج و سرنوشتى جز هلاكت ابدى ندارد.

و حقیقت امر نیز همین است،زیرا اگر از جانب خدا حسابى در كار و جزاء و پاداشى در پیش نباشد،دعوت دینى كه مجموعه‏اى از فرمانها خدا و اوامر و نواهى اوست،كمترین اثرى در بر نخواهد داشت و وجود و عدم دستگاه نبوت و تبلیغ در اثر،مساوى خواهدبود بلكه عدم آن بر وجودش رجحان خواهد داشت،زیرا پذیرفتن دین و پیروى از مقررات شرع و آیین،خالى از كلفت و سلب آزادى نیست و در صورتى كه متابعت آن اثرى در بر نداشته باشد هرگز مردم زیر بار آن نخواهند رفت و از آزادى طبیعى دست‏بر نخواهند داشت.

و از اینجا روشن مى‏شود كه اهمیت تذكر و یاد آورى روز رستاخیز،معادل با اهمیت اصل دعوت دینى است.

و هم از اینجا روشن مى‏شود كه ایمان به روز جزاء مهمترین عاملى است كه انسان را به ملازمت تقوا و اجتناب اخلاق ناپسندیده و گناهان بزرگ وادار مى‏كند چنانكه فراموش ساختن یا ایمان نداشتن به آن،ریشه اصلى هر بزه و گناهى است.خداى متعال در كتاب خود مى‏فرماید: ان الذین یضلون عن سبیل الله لهم عذاب شدید بما نسوا یوم الحساب (1)

یعنى:«كسانى كه از راه خدا بیرون رفته و گمراه مى‏شوند،براى ایشان عذابى است‏سخت در مقابل اینكه روز حساب را فراموش كردند».

چنانكه پیداست در آیه كریمه،فراموشى روز حساب منشا هر گمراهى گرفته شده است.تامل در آفرینش انسان و جهان و همچنین در غرض و هدف شرایع آسمانى در پیش بودن چنین روزى (روز رستاخیز) را روشن مى‏سازد.

ما وقتى در كارهایى كه در آفرینش تحقق مى‏پذیرد،دقیق مى‏شویم مى‏بینیم كه هیچ كارى (كه به طور ضرورت به نوعى ازحركت نیز مشتمل است) بدون غایت و هدف ثابت انجام نمى‏یابد و هرگز خود كار به طور اصالت و استقلال مقصود و مطلوب نیست‏بلكه پیوسته مقدمه هدف و غایتى است و بپاس آن مطلوب مى‏باشد حتى در كارهایى كه به نظر سطحى بى غرض شمرده مى‏شوند مانند افعال طبیعى و بازیهاى بچگانه و نظایر آنها اگر به دقت نگاه كنیم غایتها و غرضهایى مناسب نوع كار مى‏یابیم چنانكه در كارهاى طبیعى كه عموما از قبیل حركت مى‏باشد غایتى كه حركت‏به سوى آن است غایت و غرض آن است و در بازیهاى بچگانه مناسب نوع بازى غایتى است‏خیالى و وهمى كه مطلوب از بازى همانا رسیدن بدان است.

البته آفرینش انسان و جهان،كار خداست و خدا منزه است از اینكه كار بیهوده و بى‏هدف انجام دهد و دائما بیافریند و روزى دهد و بمیراند و باز بیافریند و روزى دهد و بمیراند و همچنین درست كند و به هم زند بى‏اینكه از این آفرینش غایت ثابتى را بخواهد و غرض پا برجایى را تعقیب كند.

پس ناچار براى آفرینش جهان و انسان،هدف و غرض ثابتى در كار است و البته سود و فائده آن به خداى بى‏نیاز نخواهد برگشت و هر چه باشد به سوى آفریده‏ها عاید خواهد شد،پس باید گفت كه جهان و انسان به سوى یك آفرینش ثابت و وجود كاملترى متوجهند كه فنا و زوال نپذیرد.

و نیز وقتى كه از نظر تربیت دینى در حال مردم دقیق مى‏شویم مى‏بینیم كه در اثر راهنمائى خدایى و تربیت دینى،مردم به دون گروه نیكوكاران و بدكاران منقسم مى‏شوند،با این حال در این نشاه زندگى تمیز و امتیازى در كار نیست‏بلكه بالعكس و على الاغلب پیشرفت وموفقیت از آن بدكاران و ستمكاران مى‏باشد و نیكوكارى توام با گرفتارى و بدگذرانى و هر گونه محرومیت و ستمكشى مى‏باشد.

در این صورت،مقتضاى عدل الهى آن است كه نشاه دیگرى وجود داشته باشد كه در آن نشاه هر یك از دو دسته نامبرده جزاى عمل خود را بیابند و هر كدام مناسب حال خود زندگى كنند. خداى متعال در كتاب خود به این دو حجت اشاره نموده مى‏فرماید: و ما خلقنا السموات و الارض و ما بینهما لا عبین ما خلقناهما الا بالحق و لكن اكثرهم لا یعلمون (2) .

یعنى:«ما آسمان و زمین و آنچه را كه در میان آنهاست‏بیهوده نیافریدیم[آنها را جز به حق و از روى حكمت و مصلحت‏خلق نكردیم و لكن اكثر این مردم آگاه نیستند] (این احتمال دور از خرد، گمان كسانى است كه به خدا كافر شدند،واى به حال این كافران از آتش كه به كفار وعده داده شده!آیا ما كسانى را كه ایمان آوردند و كارهاى نیك كردند مانند كسانى قرار خواهیم داد كه در زمین افساد مى‏كنند؟یا پرهیزكاران را مانند اهل فجور قرار خواهیم داد؟) ».

و در جاى دیگر كه هر دو حجت را در یك آیه جمع نموده،مى‏فرماید: ام حسب الذین اجترحوا السیئآت ان نجعلهم كالذین آمنوا و عملوا الصالحات سواء محیاهم و مماتهم ساء ما یحكمون و خلق الله السموات و الارض بالحق و لتجزى كل نفس بما كسبت و هم لا یظلمون (3) .

یعنى:«آیا كسانى كه به جرم و جنایتها پرداخته‏اند،گمان‏مى‏برند كه ما آنان را مانند كسانى كه ایمان آورده و كارهاى نیك انجام داده‏اند قرار خواهیم داد؟به طورى كه زندگى و مرگشان برابر باشد،بد حكمى است كه مى‏كنند!خدا آسمانها و زمین را آفرید به حق (نه بیهوده) و براى اینكه هر نفس به آنچه با عمل خود كسب كرده جزا داده شود بى‏اینكه به مردم ستم شود».

بیان دیگر

در بحث ظاهر و باطن قرآن در بخش دوم كتاب اشاره كردیم كه معارف اسلامى در قرآن كریم،از راههاى گوناگون بیان شده است و راههاى نامبرده به طور كلى به دو طریق ظاهر و باطن منقسم مى‏شود.

بیان از طریق ظاهر بیانى است كه مناسب سطح افكار ساده عامه مى‏باشد به خلاف طریق باطن كه اختصاص به خاصه دارد و با روح حیات معنوى درك مى‏شود.

بیانى كه از طریق ظاهر سرچشمه مى‏گیرد خداى متعال را فرمانرواى على الاطلاق جهان آفرینش معرفى مى‏كند كه سراسر جهان ملك اوست،خداوند جهان فرشتگان بسیار بیرون از شمار آفرید كه فرمانبران و مجریان اوامرى هستند كه به هر سوى جهان صادر مى‏فرماید و هر بخش از آفرینش و نظام آن ارتباط به گروه خاصى از فرشتگان دارد كه موكل آن بخش هستند.

نوع انسان از آفریدگان و بندگان او هستند كه باید از اوامر و نواهى او پیروى و فرمانبردارى كنند و پیغمبران حاملان پیامها و آورنده شرایع و قوانین او هستند كه به سوى مردم فرستاده و جریان آنها را خواسته است.خداى متعال از این روى كه به ایمان و اطاعت،وعده ثواب و پاداش نیك داده و به كفر و معصیت،وعید عقاب و سزاى بد داده و چنانكه فرموده،خلف وعده نخواهد نمود و از این روى كه عادل است و مقتضاى عدل او این است كه در نشاه دیگرى دو گروه نیكوكاران و بدكاران را كه در این نشاه،موافق خوبى و بدى خود زندگى نمى‏كنند از هم جدا كرده خوبان را زندگى خوب و گوارا و بدان را زندگى بد و ناگوار عطا نماید.

خداى متعال به مقتضاى عدل خود و وعده‏اى كه فرموده گروه انسان را كه در این نشاه مى‏باشند بدون استثنا پس از مرگ دوباره زنده مى‏كند و به جزئیات اعتقادات و اعمالشان رسیدگى حقیقى مى‏نماید و میان ایشان بحق قضاوت و داورى مى‏فرماید و در نتیجه حق هر ذیحق را به وى مى‏رساند و داد هر مظلومى را از ظالمش مى‏گیرد و پاداش عمل هر كس را به خودش مى‏دهد،گروهى به بهشت جاودان و گروهى به دوزخ جاودان محكوم مى‏شوند.

این بیان ظاهرى قرآن كریم است و البته راست و درست مى‏باشد ولى از موادى كه مولود تفكر اجتماعى انسان است تالیف و تنظیم شده تا فایده‏اش عمومى‏تر و شعاع عملش وسیعتر باشد.

كسانى كه در ساحت‏حقایق جاى پاى و به زبان باطنى قرآن كریم تا اندازه‏اى آشنایى دارند،از این بیانات مطالبى مى‏فهمند كه بسى بالاتر از سطح فهم ساده و همگانى است و قرآن كریم نیز در خلال بیانات روان خود گاهگاهى به آنچه مقصد باطنى این بیانات است،گوشه‏اى مى‏زند.

قرآن با اشاره‏هاى گوناگون خود،اجمالا مى‏رساند كه جهان‏آفرینش با همه اجزاى خود كه یكى از آنها انسان است،با سیر تكوینى خود (كه پیوسته رو به كمال است) به سوى خدا در حركت است و روزى خواهد رسید كه به حركت‏خود خاتمه داده،در برابر عظمت و كبریاى خدایى،انیت و استقلال خود را بكلى از دست مى‏دهد.

انسان نیز كه یكى از اجزاى جهان و تكامل اختصاصى وى از راه شعور و علم است،شتابان به سوى خداى خود در حركت مى‏باشد و روزى كه حركت‏خود را به آخر رسانید حقانیت و یگانگى خداى بیگانه را عیانا مشاهده خواهد نمود.او خواهد دید كه قدرت و ملك و هر صفت كمال در انحصار ذات مقدس خداوندى است و از همین راه حقیقت هر شى‏ء چنانكه هست‏بر وى مكشوف خواهد شد.

این نخستین منزل از جهان ابدیت است،اگر انسان به واسطه ایمان و عمل صالح در این جهان ارتباط و اتصال و الفت و انس با خدا و نزدیكان او داشته باشد با سعادتى كه هرگز به وصف نمى‏آید در جوار خداى پاك و صحبت پاكان عالم بالا بسر مى‏برد و اگر به واسطه دلبستگى و پایبندى به زندگى این جهان و لذایذ گذران و بى‏پایه آن از عالم بالا بریده و انس و الفتى به خداى پاك و پاكان درگاهش نداشته باشد گرفتار عذابى دردناك و بدبختى ابدى خواهد شد.

درست است كه اعمال نیك و بد انسان در این نشاه گذران است و از میان مى‏رود ولى صور اعمال نیك و بد در باطن انسان مستقر مى‏شود و هر جا برود همراه اوست و سرمایه زندگى شیرین یا تلخ آینده او مى‏باشد.مطالب گذشته را مى‏توان از آیات ذیل استفاده نمود،خداى متعال مى‏فرماید: ان الى ربك الرجعى (4)

یعنى:«برگشت مطلقا به سوى خداى توست‏».

و مى‏فرماید: الا الى الله تصیر الامور (5)

یعنى:«آگاه باشید همه امور به سوى خدا برمى‏گردد»و مى‏فرماید: و الامر یومئذ لله (6)

یعنى:«امروز امر یكسره از آن خداست‏».

یا ایتها النفس المطمئنة ارجعى الى ربك راضیة مرضیة فادخلى فى عبادى و ادخلى جنتى (7)

یعنى:«اى نفس كه اطمینان و آرامش یافته‏اى (با یاد خدا) به سوى خداى خود برگرد،در حالى كه خشنودى و از تو خشنود شده،پس داخل شو در میان بندگان من و داخل شو در بهشت من‏».

و در حكایت‏خطابى كه روز قیامت‏به بعضى از افراد بشر مى‏شود مى‏فرماید: لقد كنت فى غفلة من هذا فكشفنا عنك غطاءك فبصرك الیوم حدید (8)

یعنى:«تو از اینها كه مشاهده مى‏كنى در غفلت‏بوده‏اى اینك پرده را از پیش چشمت‏برداشتیم و در نتیجه چشم تو امروز تیزبین است‏».

در مورد تاویل قرآن كریم (حقایقى كه قرآن كریم از آنها سرچشمه مى‏گیرد) مى‏فرماید: هل ینظرون الا تاویله یوم یاتى تاویله‏یقول الذین نسوه من قبل قد جاءت رسل ربنا بالحق فهل لنا من شفعاء فیشفعوا لنا او نرد فنعمل غیر الذى كنا نعمل قد خسروا انفسهم و ضل عنهم ما كانوا یفترون (9) .

یعنى:«آیا كسانى كه قرآن را نمى‏پذیرند،جز تاویل آن چیزى را منتظرند روزى كه تاویلش مشهود مى‏شود،كسانى كه قبلا آن را فراموش كرده‏اند خواهند گفت:پیغمبران خداى ما،به حق آمدند پس آیا براى ما نیز شفاعت كنندگانى هستند كه براى ما شفاعت كنند یا اینكه برگردانده شویم (به دنیا) و عملى غیر از آن عمل كه انجام مى‏دادیم،انجام دهیم؟اینان نفسهاى خود را زیان كردند و افترایى كه مى‏بستند گم نمودند».

و مى‏فرماید: یومئذ یوفیهم الله دینهم الحق و یعلمون ان الله هو الحق المبین (10) .

یعنى:«در چنین روزى خدا پاداش واقعى ایشان را مى‏دهد و مى‏دانند كه خدا واقعیتى آشكار و بى‏پرده است و بس‏».

و مى‏فرماید: یا ایها الانسان انك كادح الى ربك كدحا فملاقیه (11) .

یعنى:«اى انسان تو با رنج‏به سوى خداى خود در كوشش مى‏باشى پس او را ملاقات خواهى كرد».

و مى‏فرماید: من كان یرجوا لقاء الله فان اجل الله لآت (12)

یعنى:«هر كه ملاقات خدا را امیدوار باشد موقعى را كه خدابراى ملاقات مقرر فرموده خواهد آمد».

و مى‏فرماید: فمن كان یرجوا لقاء ربه فلیعمل عملا صالحا و لا یشرك بعبادة ربه احدا (13) .

یعنى:«پس هر كه به ملاقت‏خداى خود امیدوار باشد باید عمل صالح (كار سزاوار) بكند و در پرستش خداى خود كسى را شریك ننماید».

و مى‏فرماید: یا ایتها النفس المطمئنة ارجعى الى ربك راضیة مرضیة فادخلى فى عبادى و ادخلى جنتى (14) .

و مى‏فرماید: فاذا جاءت الطامة الكبرى یوم یتذكر الانسان ما سعى و برزت الجحیم لمن یرى فاما من طغى و آثار الحیوة الدنیا فان الجحیم هى الماوى و اما من خاف مقام ربه و نهى النفس عن الهوى فان الجنة هى الماوى (15) .

یعنى:«وقتى كه بزرگترین داهیه (روز رستاخیز) رسید روزى كه انسان هر گونه تلاش و كوشش خود را به یاد مى‏آورد و آتشى كه براى عذاب روشن شده آشكار گردید، (مردم دو گروه مى‏شوند) اما كسى كه طغیان نموده و زندگى دنیا را براى خود انتخاب نمود،آتش نامبرده جایگاه اوست و اما كسى كه از مقام خداى خود ترسیده و نفس خود را از هواى دلخواه ناپسند نهى كرد،بهشت جایگاه اوست و بس‏».

و در بیان هویت جزاى اعمال مى‏فرماید: یا ایها الذین كفروا لا تعتذروا الیوم انما تجزون ما كنتم تعملون (16) .یعنى:«اى كسانى كه كافر شدید اعتذار مجویید،امروز (روز رستاخیز) جزایى كه به شما داده مى‏شود همان خود اعمالى است كه انجام مى‏دادید».

استمرار و توالى آفرینش

این جهان آفرینش كه مشهود ماست،عمر بى‏پایان ندارد و روزى خواهد رسید كه بساط این جهان و جهانیان برچیده شود چنانكه قرآن همین معنا را تایید مى‏كند،خداى متعال مى‏فرماید: ما خلقنا السموات و الارض و ما بینهما الا بالحق و اجل مسمى (17) .

یعنى:«نیافریدم آسمانها و زمین و آنچه را كه در میان آنهاست مگر بحق و اجل معین (براى مدت محدود و معینى كه نام برده شده است) ».

و آیا پیش از پیدایش این جهان فعلى و نسل موجود انسانى،جهان دیگرى آفریده شده و انسانى بوده است؟آیا پس از بر چیده شدن بساط جهان و جهانیان كه قرآن كریم نیز از آن خبر مى‏دهد، جهان دیگرى به وجود خواهد آمد و انسانى آفریده خواهد شد،پرسشهایى است كه پاسخ صریح آنها را در قرآن كریم نمى‏توان یافت،جز اشاراتى،ولى در روایاتى كه از ائمه اهل بیت نقل شده،به این پرسشها پاسخ مثبت داده شده است (18)

پى‏نوشتها:

1-سوره ص،آیه 26.

2-سوره دخان،آیه 38.

3-سوره جاثیه،آیه 21 و 22.

4-سوره علق،آیه 8.

5-سوره شورى،آیه 53.

6-سوره انفطار،آیه 19.

7-سوره فجر،آیه 27-30.

8-سوره ق،آیه 22.

9-سوره اعراف،آیه 53.

10-سوره نور،آیه 25.

1-سوره انشقاق،آیه 6.

12-سوره عنكبوت،آیه 5.

13-سوره كهف،آیه 110.

14-سوره فجر،آیه 27-30.

15-سوره نازعات،آیه 34-41.

16-سوره تحریم،آیه 7.

17-سوره احقاف،آیه 3.

18-بحار چاپ كمپانى،ج 14،ص 79.

شیعه در اسلام صفحه 164





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 6 فروردین 1391
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
... ( !--Begin Hadis nama - http://www.mahdiblog.ir -->
... ... ...
... ...
4.
5. 12. ...(1.2.
3. 4.
5.

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس